|
عشق وعاشقی
|
خم می شن شاخه های غمگین کاج زیر برفای سنگین و سرد
گم می شن میون پرده های مه شاخه های روشن سبز درخت
دل من مرده و افسوس که کسی مرگ خوشبختیمو باور نداره
آره مرگ دست خداست هر کسی سایه ای بر سر نداره
کرم شب تاب ُ دیگه رونق نداری وقتی که خورشید و آزاد می کنن
تاریکی خونت خراب وقتی که آفتابو ول می کنن
مثل صیاد پریشون همه جا دنبال شاه ماهیم تو ماهیها
گریه که درمون درداست همیشه گریه هم درمون دردم نمی شه ...............